| الف صلی الله | خیر ایام الفتی | محمد نبینا |
| باسلامی وایمانی | شیخ زندانی (صدای اهل جهنم) | محمد مصطفی |
| افسوس |
| الف صلی الله | خیر ایام الفتی | محمد نبینا |
| باسلامی وایمانی | شیخ زندانی (صدای اهل جهنم) | محمد مصطفی |
| افسوس |
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
اين تطاول که کشيد از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگير
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
اي دل ار عشرت امروز به فردا فکني
مايه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت
که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گويي که چنين رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود
قدمي نه به وداعش که روان خواهد شدبا تو گر خواهي سخن گويد " خدا " قرآن بخوان
تا شود روح تو با حق آشنا قرآن بخوان
اي بشر ياد "خدا" آرامش دل مي دهد
دردمندان را بود قرآن دوا ، قرآن بخوان
دامها گسترده شيطان در مسير عمر تو
تا كه ايمن باشي از اين دامها قرآن بخوان
" رتل القرآن ترتيلا " نداي رحمت است
مي دهد قرآن به جان و دل صفا قرآن بخوان
گفت پيغمبر كه بي دين است هر كس بي حياست
تا شود روح تو پابند حيا قرآن بخوان
اي كه روحت سخت پابند غم دنيا شده
مي كند قرآن تو را از غم رها قرآن بخوان
چون بود قرآن برنامه عمر بشر
تاکه توفیق عمل یابی بیا قرآن بخوان
هست مجلس ما برای قرآن از مرحمت خدای رحمان
بوبکر که بشد رفیق غارش از مهر ومحبتش به قرآن
فاروق که به شد شهید محراب از تأثیر آیه های قرآن
عثمان که بشد شهید اکبر از برکت آیه های قرآن
حیدر که به شد فاتح خیبر از عشق ومحبتش به قرآن
اصحاب رسول شدند قربان هر قطره ی خون برای قرآن
ماییم چو دوست آن محمود جان ودلمان فدای قرآنحديث عشق و ايمان است قرآن صفا بخش دل و جان است قرآن
گلي از گلشن فيض الهي نه تنها گل ، گلستان است قرآن
نسيم كوي جـــانــــــــــان است قرآن شميم عطر رحمان است قرآن
بود روشنـــــــگر راه ســـــــــــــــعادت چو خورشيد فروزان است قرآن
به گلزارش ، خـــــزان راهــــي نـــدارد بهاران در بهاران است قرآن
صفاي بوســـتـان آســــــــــمانـي است شكوه باغ رضوان است قرآن
رهـــــــــاند آدمــــــي را ،از جهـــــــــالت فروغ علم و ايمان است قرآن
طـــــــراوت بخــــش روح مؤمنيــن است به جسم عارفان ، جان است قرآن
به صدق و راستـــــي همتـــــــــــا ندارد رفيق نيك پيمان است قرآن
نهان در سيــــــنه او ، سٌر عشـق است كليد گنج عرفان است قرآن
بود معــــجز ، رســـول هاشــــــــــمي را كه در شأنش ثناخوان است قرآن
طبـــــيب درد هاي بـــــــي دوا اوســـــت به جان خسته در مان است قرآن
تســلي بخش دلــــــهاي غمين است چراغ شام حرمان است قرآن
خلــــــــل كـــــــي ره برد بر ساحت او ؟ بنائي سخت بنيان است قرآن
در آن سامان كه سامان نيست كس را پناه هر مسلمان است قرآن
بار دیگر در بسوی بندگان می گشاید ، او به ما بس مهربان
گرچه هر شب ، هر سحر در باز شد خواب و خور بر دیدگان انباز شد
فرصتی بر خفتگان ، بیدارشو همرهی با همرهان کن یار شو
شب نشینی پیشه کن در خانه اش چون شدی مهمان ، شدی دردانه اش
شب نشینان را دهد خوان کرم بر طبق بوی خوش از باغ حرم
هرچه شب دیدی ازآن غافل مشو از چنین دیوانگی عاقل مشو
هان مبادا با کسی چیزی مگو آنچه آن جا پرده ها دیدی مگو
شام فردا را صبوری پیشه کن بهره ی وافر برآن اندیشه کن
یارب این فرصت به چشم من نشان تا بگرید نیمه شب ها همچنان