تبليغاتX
مدرسه علوم دینی اهل سنت وجماعت اسماعیلیه

شيخ احمد ياسين در روستاي الجوره فلسطين در سال 1936 به دنيا آمد. خانواده ايشان در آن روز، در مزرعه خود واقع در دو کيلومتري شمال روستا، مشغول کشاورزي بودند. کشاورزان در آن دوره هنگام رسيدن ميوه ها و سبزيجات بيشتر اوقات خود را در مزارعشان مي گذراندند. در واقع هدف از اين کار مواظبت از ميوه ها و نظارت بر جمع آوري آنها بود.


ادامه مطلب
 
غزالی
ابن کثیر
ابن هشام
ابن قیم
ابن تیمیة
ابن حزم ابن جوزی
ابن قتیبة ابن حجر
ماوردی
شوکانی
طبری
سیوطی
نووی بیهقی
قرطبی بخاری
شافعی
آمدی
شیرازی
 
 
ابو عبدالله محمد بن ادریس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبید بن عبد یزید بن هاشم بن عبدالمطلب بن عبد مناف جد چهارم پیغمبر (ص) ، مادر وی فاطمه بنت عبدالله بن الحسن بن الحسین بن علی بن ابی طالب است. او در شهر غزه در سال 150 ، سال فوت ابو حنیفه تولد یافت.شافعی در سال 199ﻫ. به مصر رفت و در روز جمعه آخرین روز ماه رجب سال 204 در مصر وفات نمودند و در مقبره فراقة الصغری در عصر آن روز دفن گردید . آمده است که وی در دو سالگی به مکه بردندو در آنجا نشأت یافت و قرآن را حفظ نمود در حالیکه هفت سال داشت، سپس پدرش جهت فراگرفتن فقه او را به مسلم بن خالد ، مفتی مکه سپرد و به او اجازه فتوا داد در حالیکه پانزده سال داشت .سپس به نزد امام مالک در مدینه رفت و ملازم او بود تا مالک زندگی را بدرود گفت و در سال 195 به بغداد بازگشت دوماه در آنجا بود چون حضرت امام موسی کاظم (رض)شهید گردید،بر اثر دلگیری بغداد را ترک گفت و به مصر مهاجرت فرمود و در آنجا به نشر و تصنیف پرداخت و تا دم واپسین در مصر بود.امام شافعی در علم حدیث و فقه و لغت و نحو و علوم اسلامی سرآمد دهر بود.ثقت و امانت و عدالت و زهد و ورع و عفت نفس و حسن سیرت و علو قدرت و منزلت و سخاوت او زبانزد خاص و عام و مؤسس و واضح علم اصول می باشد.اولبن کتاب را در علم اصول فقه به نام « الرسالة» نوشت و در نزد امام مالک  کتاب« الموطأ» را حفظ کرد .اهل حفظ و إتقان و در پانزده سالگی بدرجه اجتهاد رسید. وی رحمةالله مؤسس مذهب شافعیه و کتاب «الأمّ» او در علم فقه مشهور است.اکثریت مردم عراق و شام و مصر قسمتی از آفریقا اورا متابعت می نمایتد و اکثر اهل تسنن ایران به خصوص کردستان به مذهب او می باشند.در ریحانة الادب مسطور است: ابن ندیم تألیفات امام شافعی را متجاوز از صد کتاب نوشته و در معجم الأدبا صد و چهل و اندی به شمار آورده است. 

امام بخاری (م 194 هـ ـ ت 256 هـ )

امام محدثین وامیر مومنین در حدیث محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیرة بن بردزبة بن الاحنف الجعفی البخاری

در روز 13 شوال بعد از نماز جمعه در شهر بخارا کودکی متولد شد که گویا هلال عید طلوع کرد .

پدرش از بزرگان محدثین واز شاگردان امام مالک بود. محمد بخاری در کودکی بینایی خود را از دست داد واطباء از معالجه آن عاجز شدند . مادرش در خواب حضرت ابراهیم را دید که به او گفت : خداوند نابینایی فرزندت را با کثرت دعا برطرف می سازد . از آن شب به بعد مادرش هر شب دعا می کرد تا اینکه نور به چشمان محمد برگشت . هنوز دوران کودکی سپری نشده بود که درد فراق و وفات پدر را چشید. مادرش کفیل و سرپرست او شد. از ده سالگی یا کمتر به حفظ حدیث روی آورد در ابتدا از شیوخ بخارا چون بیکندی وابراهیم بن الاشعث کسب علم نمود در 16 سالگی همراه مادر وبرادرش به حج رفت ، مادر وبرادرش به بخارا برگشتند اما او در مکه ماند و از علمای آنجا استفاده کرد. در هجده سالگی به مدینه رفت که در آنجا کتابش التاریخ الکبیر فی اللیالی المقمرة را نوشت سپس به بصره ، کوفه، بغداد، شام، مصر والجزیرة مسافرت نمود واز علماء مناطق مختلف کسب علم وحدیث نمود. وی می گوید: از 1080 عالم کسب علم برده ام . از اساتید وعلمای ایشان می توان به احمد بن حنبل و ابوولید الطیالسی اشاره کرد.

تألیفاتش: التاریخ الکبیر ـ التاریخ الأوسط ـ التاریخ الصغیر ـ الجامع الکبیر ـ المسند الکبیر ـ التفسیر الکبیر ـ الأدب المفرد ـ المبسوط ـ الفوائد ـ کتاب الضعفاء الصغیر ـ و الجامع المسند الصحیح من امور رسول الله صلی الله علیه وسلم وسننه وأیامه مشهور به صحیح بخاری که صحیح ترین کتاب بعد از قرآن است.
 
 

نام او " يحيي بن شرف بن مري بن حسن بن حسين بن محمد بن جمعه بن حزام " است و در محرم سال 631ه . در قريه ي " نَوي " _ مركز آن روز جولان _ ديده به جهان گشوده است . يحيي را با انتساب به زادگاهش ، " نواوي " يا " نووي " لقب داده اند . پدر امام نووي در قريه ي نوي دكان داشته است و از او به عنوان مردي پرهيزكار ياد كرده اند . او پسرش يحيي را در ده سالگي در دكان به كار گمارده است و يحيي از همان كودكي با قرآن انس يافته است و از بازي با همسالان خويش گريزان بوده است . امام نووي ده ساله بوده است كه فرزانه اي پرهيزكار به نام شيخ " ياسين بن يوسف مراكشي " گذارش به قريه ي نوي مي افتد و با ديدن يحيي ، به استعداد و صفاي باطنش پي مي برد و پدرش را به آينده ي درخشان فرزندش نويد مي دهد و به او توصيه مي كند كه درتربيت و تعليم او " سنگ تمام بگذارد . ! امام نووي در سن دوازده سالگي يعني در سال 649 ه . همراه پدرش براي تحصيل علم ، عازم " دمشق " _ مركز علم و عالمان آن روزگار _ مي شود . او ابتدا به مجلس درس مفتي شام " تاج الدين عبدالرحمن بن ابراهيم بن ضياء فزاري " معروف به " فركاح " ( متوفاي 690 ه ) راه مي يابد . اما چون در آنجا حجره اي براي اقامت او نبوده است ، پس از مدت كوتاهي به توصيه ي استادش " فركاح " به مدرسه ي " رواحيه " مي رود و در محضر استاد " اسحاق بن احمد مغربي " ( متوفاي 650 ه . ) به تلمذ مي پردازد . امام نووي بعد از دو سال اقامت و تحصيل در دمشق ، با پدرش به حج مي رود . سفر آنها حدود يك ماه و نيم به درازا مي كشد و در تندرستي و حالات روحي امام نووي تأثير به سزايي بر جا مي گذارد . امام نووي همچنانكه خود او نيز گفته است : پس از سكونت در مدرسه ي رواحيه ، تمام وقت و توان خود را صرف تحصيل علم مي كند و جديت سرسام آوري از خود نشان مي دهد به طوري كه گفته اند كتاب " التنبيه " ابواسحاق شيرازي را حدود چهارماه و نيم و ربع عبادات از كتاب " المهذب " اورا در باقي مانده ي سال حفظ كرده است ! امام نووي روزانه دوازده درس از كتاب هاي " الوسيط " ، " المهذب " ، " صحيح مسلم " ، " اللمع " ، " إصلاح المنطق " ، صرف ، اصول فقه ، اسماء الرجال و اصول دين مي خوانده است و جالب اينجاست كه در كنار اينها ، هرگز از تزكيه ي نفس و اذكار و نوافل نيز غافل نگشته است . امام نووي در فقه علاوه بر " اسحاق بن احمد مغربي " ، در نزد " عبدالرحمن بن نوح بن محمد مقدسي " ( متوفي 654 ه ) _ كه آنها نيز از شاگردان " ابن صلاح شهرزوري " ( متوفي 643 ه ) _ تلمذ كرده است . " ابراهيم بن عيسي مرادي اندلسي " ( متوفي 668 ه ) ، " ابو اسحاق ابراهيم بن عمر بن مضر واسطي " ، " ابوالبقاء خالد بن يوسف بن سعد نابلسي " ( متوفي 663 ه ) و " ابوالفرج عبدالرحمن بن محمد بن احمد قدامه مقدسي " ( متوفي 682 ه ) نيز از اساتيد او در حديث هستند . " ابوالفتح عمر بن بندار ابن عمر بن علي تفليسي " ( متوفي 672 ه ) در علم اصول و" احمد بن سالم مصري " ( متوفي 664 ه ) و " محمد بن عبداله بن عبداله بن مالك " ( متوفي 672 ه ) در نحو و لغت ، استاد امام نووي بوده اند . امام نووي از فقها و مجتهدين برجسته ي مذهب شافعي است و علماء اورا " نگارنده " ، " پيراينده " و " ترتيب دهنده ي " مذهب شافعي دانسته اند . او در استنباط آراء فقهي خويش بيشتر به احاديث صحيح احتجاج مي كرده است . امام نووي در شمار محدثين بزرگ قرار دارد و علماءحديث اورا " حافظ " و آگاه به فنون رجال و انئاع حديث معرفي كرده اند و بايد گفت كه شرح مقدمه ي صحيح مسلم و كتابهاي " الارشاد " و " التقريب " او تبحرش را در علم حديث به خوبي نشان مي دهند . امام نووي در نقد روايات احاديث و تشخيص احاديث صحيح نيز كم نظير بوده است . امام نووي در علوم صرف ، نحو و لغت هم از عالمان بزرگ عصر خويش است و " تهذيب الاسماء و اللغات " او شاهدي بر اين مدعا است . امام نووي مردي رباني و اهل زهد ، تقوي ، تعبد و نيايش بوده است . بازگو كرده اند كه او در نماز شب خود آيه ي " وقفوهم انهم مسئولون " ( صافات / 24 ) : آنان را نگهداريد كه بايد بازخواست شوند . " را در نهايت خشوع و اشك ريزان ، بارها تكرار مي كرده است و به اين ترتيب ، مسئوليت خويش را در روز قيامت فرا ياد مي آورده است . او در رعايت حلال و حرام ، بسيار محتاط و دقيق بوده است و خوراكش به قدري كم بوده كه نسبت به سلامت جسماني او، احساس خطر كرده اند . امام نووي را از جهت اداي فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر ، در ميان علماي قرن هفتم بي نظير دانسته اند . او در اين باره بسيار شجاع و قاطع بوده و هراسي از سرزنش سرزنشگران و اهانت ها و تهديد به خطر كردن ها نداشته است و اگر قادر به مقابله ي مستقيم با منكرات نبوده باشد ، از طريق ارسال نامه ، به وظيفه ي ديني خود عمل مي كرده است . برخورد زيركانه و شجاعانه ي او با " ملك ظاهر بيبرس " را تاريخ ثبت كرده است . ملك ظاهر پس از آنكه تاتارها را شكست داد و بر شام استيلاء يافت ، باغ هاي دمشق را تصاحب كرد و از علماء خواست فتوي به جايز بودن اقدام او دهند . عده ي زيادي از علماء به خاطر ترس و يا طمع ، فتوي به جواز دادند و عده اي نيز به خاطر امتناع از فتوي ، جانشان را باختند . وقتي نوبت به امام نووي رسيد و او را به بارگاه ملك ظاهر بردند ، او در كمال شهامت و شجاعت ، رأي بر نامشروع بودن كار ملك ظاهر داد و به شدت از فتوي دادن به نفع او امتناع ورزيد . از امام نووي _ كه اتفاقا از لحاظ جسماني بسيار ضعيف و لاغر بوده است _ چنان هيبتي بردل ملك ظاهر غالب مي شود كه رهايش ساخت و نتوانست با او درشتي نمايد . از آن پس نيز امام نووي بارها از طريق نامه از بيبرس انتقاد كرده و در پي اصلاح او برآمده است . امام نووي جواني خود را يكسره وقف تحصيل و نشر علم ساخته بود و مخارج زندگي اش را خانواده اش تأمين مي كردند و لذا هيچگاه موفق به ازدواج نگرديد و كنيه ي " ابوزكريا" را ظاهرا طبق عادت عربها و به عنوان تفأل به خير به او داده اند . امام نووي بيست و دو سال مقيم دمشق بوده و در اين مدت جز براي حج و زيارت مزار امام شافعي و ديدار از زادگاهش ، هرگز از اين شهر خارج نشده است و تمام وقتش را در مدرسه ي رواحيه به تعليم و تعلم و كتابت مشغول بوده است . با توجه به اين كه او تحصيلات خود را از سال 649 هـ . شروع كرده است ، به نظر مي رسد كه كتاب هايش را پس از ده سال يعني از سال 660 هـ . نوشته باشد . پس او دهها كتاب بزرگ و كوچك خود را در طي هفده سال يعني از سال 660 هـ . تا 676 هـ . به رشته ي تحرير درآورده است . امام نووي در علوم مختلف فقه ، حديث ، شرح حديث ، مصطلح حديث ، لغت ، تراجم ، توحيد و ... داراي تأليفات بسياري است و صفت برجسته ي نوشته هاي او وضوح ، سادگي ، روان بودن و صلابت تعبير مي باشد . و به قول امام " ذهبي " : " عبارت او از كلامش ساده تر است ! " تأليفات امام نووي را مي توان به سه دسته تقسيم كرد :

الف _ تأليفاتي كه آنها را به اتمام رسانيده است :

1_ " شرح صحيح مسلم ": از تأليفات آخر اوست كه آن را در بعد از سال 674 هـ . يعني دو سال قبل از وفاتش نوشته است .

2 _ " روضه الطالبين " ( الروضه ) : از كتابهاي مهم او در فقه شافعي است . آن را از كتاب " الشرح الكبير " امام " رافعي " ( متوفي سال 603 هـ ) خلاصه كرده است . تأليف آن از سال 666 هـ . آغاز و در آخر سال 669 هـ . پايان پذيرفته است .

 3 _ " المنهاج " : آنرا از كتاب " المحرر " امام رافعي خلاصه كرده است . منهاج در ميان طلاب و علماء شافعي مذهب نسبت به ساير كتابهايش رواج بيشتري دارد و شرح هاي بسياري نيز بر آن نوشته اند .

4 _ " رياض الصالحين " : مجموعه اي از احاديث برگزيده ي پيامبر ( ص ) است كه آنها را تحت عناوين سنجيده اي تنظيم كرده است . اين كتاب نيز شهرت بسياري دارد . علامه " محمد بن علي ابن محمد علان صديقي " از علماء شافعي قرن دهم نيز شرحي به نام " دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين " برآن نوشته است .

5 _ " الاذكار المنتخبه من كلام سيد الابرار " : در اين كتاب ، اذكار مأثوره ي شبانه روز يك مسلمان و مربوط به مناسبت هاي مختلف را درج نموده و به بيان احكام آنها نيز پرداخته است. اين كتاب را در سال 667 هـ . به اتمام رسانيده است .

6 _ " التبيان في آداب حماه القرآن " : كتاب كوچكي است براي راهنمايي تاليان و قاريان قرآن به رشته ي تحرير درآورده است .

7 _ " التحرير في الفاظ التنبيه " : در اين كتاب ، لغات و اصطلاحات فقهي به كار رفته در كتاب " التنبيه " بغوي را شرح داده است .

 8 _ " العمده في تصحيح التنبيه " : حاوي ملاحظاتي است كه او در باب كتاب " التنبيه " ابو اسحاق شيرازي داشته است .

9 _ " الايضاح في المناسك " : در اين كتاب به بيان مناسك حج پرداخته است .

10 _ " الارشاد " : كه خلاصه شده ي كتاب " علوم الحديث " ابن صلاح شهرزوري است . بعد‌‌‌‌‌‍اً اين كتاب را نيز خلاصه تر كرده و نام آنرا " التقريب و التيسير في معرفه سنن البشير النذير " نهاده است .

11 _ " بستان العارفين " : كتاب كوچكي در باب تصوف است كه به بحث درباره ي زهد و اخلاق و وصف حقارت دنيا پرداخته است .

 12 _ " مناقب الشافعي " : كه مختصر كتاب بيهقي است و آنرا از دو مجلد به يك مجلد تقليل داده است .

 13 _ " المسائل المنثوره " : فتاواي اوست كه توسط شاگردش " ابن عطار " ، گردآوري شده است . 

 14 _ " مسائل تخميس الغنائم " : حاوي اختلاف نظرهاي او با استادش فركاح ، در موضوع تخميس جاريه است .

 15 _((تحفة طلاب الفضائل)): در برگيرنده مباحثي درزمينه تفسير ،حديث، فقه،لغت و زبان عربي است

16-((الاربعين)).

17- ((مختصر اسد الغابة)).

18-((ادب المفتي و المستفتي)).

19-(( مختصر آداب الستسقاء)).

20- رؤوس المسائل)).

21-((الترخيص في الا كرام و القيام)).

22-((مختر التذنيب)).

23-((مسالة نية الاغتراف)).

24-((دقائق امنهاج و الروضة)).

ب-تاليفاتي كه مرگ،فرصت تمام كردنشان را به او نداده است:

1.  ((المجموع شرح لمذهب)):شرحي بر كتاب(( المذهب)) ابو اسحاق شيرازي در 9مجلد است كه ناتمام مانده و تا موضوع ربا پيش رفته .بع عقيدع علماء: اگر كتاب المجموع كامل مي بود بزرگترين كتاب فقهي در مذهب شافعي محسوب مي گرديد و امام ذهبي آن را درنوع خود بي نظير دانسته است .((تقي الدين سبكي))در قرن هشتم سه مجلد ديگر به اين كتب افزوده است امال مرگ فرصت اتمام كاررا نيز به او نداده.

2.  ((شرح الوسيط)): الوسيط از كتابهاي مهم امام محمد غزالي است كه امام نووي به شرح بخشي از آن پرداخته است.

3.     ((شرح البخاري)): كه فقط ابتداي صحيح بخاري را تا باب ((الدين النصيحة)) رسيده است كه شرح بدهد.

4.     ((تذهيب الاسماء و اللغات)).

5.     ((شرح سنن ابي داود)).

6.     ((الاملاء علي حديث لاعمال با لنيات)).

7.     ((كتاب الامالي)).

8.     (( خلاصة في احاديث الاحكام)).

9.     ((طبقات الفقهاء)).

10. ((التحقيق في الفقه)).

ج- تآليفاتي كه در زمان خويش آنها را محو ساخته است.

شاگردان امام نووي:

  1. علامه ((علاءالدين ابو الحسن علي بن ابراهيم بن داود دمشقي))معروف به(( ابن عطار)) كه اورا ((مختصر نووي))ناميده اند !او زا ابتداي سال 670ه تا هنگام وفات امام نووي يعني حدود شش سال در خدمت و ملازمت او بوده است.

  2. محمد بن ابي بكر ابراهيم بن عبد الرحمان بن نقيب.

  3. ابو العباس احمد بن ابراهيم بن مصعب.

  4. محمد بن ابراهيم بن سعد الله بن جماعة.

  5. محمد بن عبد الخالق بن عثملن بن هرمز انصاري دمشقي.

  6. احمد بن محمد بن عباس بن جعوان.

  7. ابو العباس احمد ضرير واسطي ملقب به خلال.

  8. اسماعيل بن ابراهيم بت سالم بن خباز.

  9. جبريل الكردي.

  10. امين الدين سالم بن ابي بدر .

وفات امام نووي :

((ابن عطار)) شاگرد او گفته است: (( امام نووي دو ماه قبل  از مرگ ، حالات خاصي پيدا كرده بود و گويي زمان مرگش را نزديك مي ديد.ابتدا به زيارت قبر اساتيد متوفايش پرداخت و آنگاه به ((قدس))و ((الخليل)) سفر كرد و سر انجام به زادگاهش ((نوي)) برگشت. او در نوي بيمار شد و بالا خره در شب 24 رجب سال 676 ه دار فاني را وداع گفت و او را در نوي به خاك سپردند)). علماء مرگ او را ضايعه اي بزرگ تلقي كردند و شخصيت هاي زيادي در رثاي او اشعار  شورانگيز سرودند.  

 

امام طبری (م 224 هـ ـ ت 310 هـ )

ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن خالد طبری

در آمل طبرستان متولد شد هفت ساله بود که قرآن را حفظ کرد و در نه سالگی حدیث می نوشت . پدرش در خواب دید که او جلو رسول الله راه می رود ودر دستش سنگهایی است که پرتاب می کند تعبیر کننده خواب به پدرش گفت که فرزندت اگر بزرگ شود ناصح وعالم در دین خواهد شد پس پدرش حرص بیشتری بر گماشتن او به کسب علم پیدا کرد طبری بعد از مدتی که در آمل کتابت حدیث می نمود به ری رفت و در آنجا از محمد بن حمید رازی کسب علم نمود سپس به بغداد رفت وبعد از آن به بصره اما بعدها دوباره به بغداد بازگشت وشروع به تدریس کرد . او سفرهایی به مصر وشام نیز داشت . طبری به مشیت واراده خداوند بسیار معتقد بود لذا در اظهار حق شجاعت غیر قابل وصفی داشت و از سرزنش ملامت گران هراسی نداشت.

تالیفات:

تاریخ طبری ـ تفسیر طبری ـ آداب المناسک ـ آداب النفوس ـ احادیث غدیر خم ـ البسیط ـ تهذیب الآثار ـ جامع البیان عن تأویل آی القرآن ـ الجامع فی القراآت ـ ذیل المذیل ـ المسترشد ـ مختصر الفرائض ـ اختلاف علماء الأمصار ـ تاریخ الرجال ـ المحاضر والسجلات ـ التبصیر ـ عبارة الرویا ـ الفضائل .

امام شوکانی ( م 1173 هـ ـ ت 1250 هـ )

محمد بن علی بن محمد بن عبدالله بن الحسن شوکانی

در روز دوشنبه 28 ذوالقعده در شوکان که قریه ای در یمن است متولد شد، در شهر صنعاء رشد کرد وحیات علمی خود را با فراگیری قرآن واستفاده از علمایی چون حسن بن عبدالله الهبل آغاز کرد ، کتابهایی چون التهذیب تفتازانی و الأزهار امام مهدی را حفظ نمود بیشتر به فقه اشتغال داشت ومتمسک به مذهب زیدیه بود بعدها که طوق تقلید را از گردن انداخت وباب اجتهاد را بر خود گشود کتاب السیل الجرار را تألیف نمود که در آن خود را به مذهب زیدیه مقید نکرد و با أدله اجتهاد می کرد که این باعث ناراحتی متعصبین مذهب زیدیه شد.

دستگاه حکومتی چون این فضل امام شوکانی را دید او را به سمت قاضی القضاة یمن منسوب کرد. وی در جمادی الآخر وفات نمود ودر خزیمه (مقبره ای در صنعاء ) به خاک سپرده شد.

تألیفاتش: نیل الأوطار شرح منتقی الأخبار ـ الدرر البهیة ـ الاعلام بالمشایخ الأعلام والتلامذة الکرام ـ تحفة الذاکرین ـ نزهة الأحداق فی علم الإشتقاق ـ طیب النشر فی مسائل العشر ـ التحف فی الإرشاد إلی مذهب السلف ـ روض الوسیع ـ الفتح الربانی ـ إرشاد الفحول إلی تحقیق علم الأصول شفاء العلیل.   

 

امام ماوردی ( م 364 هـ ـ ت 450 هـ )

ابوالحسن علی بن محمد بن حبیب ماوردی مصری

کسب علم را از بصره آغاز نمود واز محضر شیوخی چون محمد بن عبدالمعلی الازدی ، جعفر بن محمد بن فضل بغدادی و صیمری بهره برد سپس به بغداد رفت . بعدها در نواحی نیشاپور قاضی القضاة شد وی بعد از سفهای زیاد دوباره به بغداد بازگشت و مورد توجه خلیفه بنی بویه قرار گرفت . در آن زمان بسیاری از فقهاء معاصرش در بغداد، به جواز لقب شاهنشاه برای حاکم فتوا داده بودند اما ماوردی آنرا رد کرد وآن علاقه ای که بین او و آل بویه برقرار بود قطع شد اما پس از مدتی خلیفه او را طلبید وبه او گفت: تو بخاطر دین چنین فتوایی داده ای لذا محبت تو نزد من افزون تر شده است.

امام ماوردی در بغداد درگذشت ودر مقبره باب حرب بغداد مدفون است.

تألیفاتش: الحاوی الکبیر ـ أعلام النبوة ـ أدب القاضی ـ الأحکام السلطانیة ـ نصیحة الملوک ـ أدب الدنیا ودین ـ الأمثال والحکم ـ تسهیل النظر وتعجیل الظفر ـ کتاب فی النحو ـ الإقناع ـ کتاب التفسیر و قوانین الوزارة وسیاسة الملک. 

امام ابن حجر عسقلانی ( م773 هـ ـ ت 852 هـ )

شهاب الدین احمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن محمود بن احمد بن حجر الکنانی العسقلانی

در ماه شعبان بر سواحل رود نیل در شهر العتیقة متولد شد. اصل آبا واجداد او به عسقلان ( شهری در فلسطین) برمی گردد. امام ابن حجر خود می گوید: من برادری داشتم که فقه می خواند اما او فوت نمود وپدرم اندوهگین شد اما شیخ یحیی الصنافیری او را بشارت به جانشینی شایسته تر داد بعد از آن من متولد شدم.

شیخ ابن حجر پس از کسب علم واستفاده از محضر اساتیدی چون سراج الدین بلقینی ، فیروزآبادی ، الهیثمی والعراقی به تدریس فقه وحدیث در جامعه الأزهر مشغول بود وسمت قضاوت را بر عهده داشت وشاگردانی چون سخاوی، البقاعی، وابویحیی زکریا انصاری را تربیت نمود.

تألیفاتش: بلوغ المرام من أدلة الأحکام ـ تغلیق التعلیق ـ فتح الباری فی شرح صحیح البخاری ـ تهذیب التهذیب ـ نخبة اهل الفکر ـ الإصابة فی تمییز الصحابة ـ تقریب الغریب ـ تجرید التفسیر ـ الموتمن فی جمع السنن ـ تبصیر المنتبه بتحریر المشتبه و التذکرة الأدبیة.   
 
 
 
 

امام ابن قیم الجوزیه ( م 691 هـ ـ ت 751 هـ )

ابوعبدالله محمد بن ابی بکر بن ایوب بن سعد الدمشقی

وی یکی از شاگردان ومریدان صمیمی شیخ الاسلام ابن تیمیه است که مانند استادش بخاطر انکار توسل به قبور ومردگان مورد عذاب واهانت قرار گرفتند وبه زندان افکنده شدند ابن تیمیه در زندان قلعه دمشق وفات کرد اما ابن قیم با آزادی از زندان ادامه دهنده راه آن بزرگوار بود . ایشان مفسر ومحدث وفقیهی بود که در مدرسه جوزیه امامت می کرد . در مورد او گفته شده که وی هنگامی که نماز صبح را می خواند در همان مکان می نشست تا اینکه روز بالا می آمد و می گفت : این صبحگاه من است که آنرا سپری کردم اگر برای آن ننشینم از من ساقط می شود.

تألیفاتش: اعلام الموقعین عن رب العالمین ـ الجواب الکافی ـ زاد المعاد فی هدی خیر العباد ـ الروح ـ بدائع الفوائد ـ إغاثة اللهفان من مصاید الشیطان ـ روضة المحبین ـ مدارج السالکین ـ حادی الأرواح إلی بلاد الأرواح ـ الصواعق المرسلة علی الجهمیة والمعطلة ـ شرح أسماء الکتاب العزیز ـ الکافیة فی الإنتصار للفرقة الناجیة ـ طریق الهجرتین وباب السعادتین ـ شفاء العلیل فی مسائل القضا والقدر والحکمة والداء والدواء .

 

ابن هشام (م 708 هـ ـ ت 762 هـ )

ابومحمد عبدالله جمال الدین بن یوسف بن احمد بن عبدالله بن هشام الانصاری المصری

در ماه ذوالقعده در شهر قاهره متولد شد. او ابتدا کتب مذهب شافعی را نزد علما خواند سپس به مذهب حنابله روی آورد. وی در علم نحو پیشرو بود ابن خلدون در مورد او می گوید: مازلنا ونحن بالمغرب نسمع أنه ظهر بمصر عالم بالعربیة یقال له ابن هشام أنحی من سیبویه.

تألیفاتش:

شرح قطرالندی وبل الصدی ، الإعراب ، شذور الذهب ، مغنی اللبیب ، التذکرة ، شرح قصیدة بانت سعاد ،     

ابن کثیر (م 700 هـ ـ ت 774 هـ )

ابوالفداء الحافظ عمادالدین اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی

در شهر بصری که در جنوب سوریه قرار دارد متولد شد ونزد علمایی چون ابن تیمیه و ابوالحجاج المزی درس خواند. بیشتر به علم حدیث اشتغال داشت و کتابهای زیادی را تالیف کرد تا جایی که کتابهایش در زمان حیاتش هم مورد استفاده طالبان علم بود . وی در روز پنجشنبه 26 شعبان در دمشق درگذشت و در مقبره الصوفیة دفن گردید.

تألیفاتش:

البدایة والنهایة ، تفسیر القرآن العظیم ، النهایة فی الفتن و الملاحم ، اختصار علوم الحدیث ، التکمیل فی معرفة الثقات ، طبقات الشافعیة

 

امام غزالی (م 450 هـ ـ ت 505 هـ )

ابی حامد محمد بن محمد غزالی

در روز دوشنبه 14 جمادی الآخر در طوس متولد شد. دوره ای از نشأت حیات علمی خود را از جرجان شروع کرد سپس به طوس بازگشت او تمام مسائل علمی را یادداشت می کرد ودر دفاتر خود ثبت می نمود یک روز با دزدان در مسیری درگیر شد ودانست که با دزدیده شدن کتابها ونوشته هایش از علم مجرد وتهی می گردد لذا تمام آنها را حفظ نمود.

غزالی برای کسب علم سفرها و رحلتهای بسیار زیادی داشت و در این راه با افکار و مذاهب مختلف همنشین شد. شرف شاگردی امام الحرمین در مکه شامل حال او شد تا جایی که از استاد خود نیز جلو زد و استاد خود اذعان کرد که غزالی بحر مغرق است. زمانی در بغداد تدریس می کرد معروف است که شخصی در اسکندریه مصر دشمن غزالی بود وهمیشه او را غیبت می کرد این شخص پیامبر را در خواب دید که ابوبکر وعمر وغزالی در جلوش ایستاده اند غزالی رو به طرف پیامبر کرد وگفت فلانی مرا اذیت می کند پس در خواب پیامبر دستور داد که با شلاق او را بزنند این شخص وقتی از خواب بیدار شد علامت شلاق ودرد ناشی از آن را بر پشت خود احساس کرد.

تالیفات غزالی:

البسیط ، الوجیز ، الوسیط ، المنخول ، المستصفی ، شفاء العلیل ، احیاء علوم الدین ، الأربعین فی اصول الدین ، منهاج العابدین ، الخلاصة ، اسماء الحسنی.

 





Powered by WebGozar

Image and video hosting by TinyPic mahjoob.com